عشقبازی به همین آسانی است..

 

عشقبازی به همین آسانی است

 

که گلی با چشمی ،  بلبلی با گوشی ،  رنگ زیبای خزان با روحی

 

نیش زنبور عسل با نوشی ، کارهموارۀ باران با دشت ، برف با قله کوه

 

رود با ریشه بید ، باد با شاخه و برگ ، ابر عابر با ماه

 

چشمه‌ای با آهو، برکه‌ای با مهتاب ، و نسیمی با زلف

 

دو کبوتر با هم، و شب و روز و طبیعت با ما!

 

عشقبازی به همین آسانی است

 

شاعری با کلماتی شیرین، دستِ آرام و نوازش‌بخش بر روی سری

 

پرسشی از اشکی ، و چراغ شب یلدای کسی با شمعی

 

و دل‌آرام و تسلا و مسیحای کسی یا جمعی

 

عشقبازی به همین آسانی است

 

که دلی را بخری ، بفروشی مهری ،  شادمانی را حرّاج کنی

 

رنج‌ها را تخفیف دهی ، مهربانی را ارزانی عالم بکنی

 

و بپیچی همه را لای حریر احساس، گره عشق به آن‌ها بزنی

 

مشتری‌هایت را با خود ببری تا لبخند

عشقبازی به همین آسانی است

 

هر که با پیش سلامی در اول صبح، هرکه با پوزش و پیغامی با رهگذری

 

هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی ، نمک خنده بر چهره در لحظه کار

 

عرضه سالم کالای ارزان به همه ، لقمه نان گوارایی از راه حلال

 

و خداحافظی شادی در آخر روز، و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا

 

و رکوعی و سجودی با نیت شکر،

 

عشقبازی به همین آسانی است

 

 

/ 3 نظر / 4 بازدید
افرا خاتمی

خیلی جالب بود و البته خیلی قشنگ !! با شعرتون موافقم مخصوصا با مصرع (و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا) البته اگر خاطر خوشی باشد ولی عشق بازی هم به همین اسانی ها نیست البته برای بعضی ها

بابک

خیلی زیبابودممنون

امید مهران فر (زروان)

[گل]سلام خوبی ببخش دیر شد خیلی زیبا و با احساس نوشتی جاری ساده روان ... کاش یه کم کوتاه تر بود [گل][گل]