خوبه دیشب تمام شد.....

دیشب خیلی حالم بود... تمام مدت داشتم گریه می کردم با اینکه با تو حرف می زدم اما باز هم آروم نمی شدم.... خدایا خیلی دلم گرفته....

از صبح تا حالا هم هنوز این اشک های مزاحم راحتم نمی کنند......

 

چند ساعتی بود که به عکس تو خیره مانده بودم...
نمیدانم کی خوابم برد!!!
و با سرانگشت نوازشگر تو بیدار شدم...
اشکهایم...گرمای دستان تو را دارد...!!!

 

دوباره دلم شکست...از همان جای قبلی...
کاش میشد آخر اسمت نقطه گذاشت تا.!
دیگر شروع نشوی.....کاش میشد فریاد بزنم: "پایان"...
دلم خیلی گرفته.....
اینجا نمیتوان به کسی نزدیک شد!
آدمها از دور دوست داشتنی ترند..........

 

/ 0 نظر / 7 بازدید