جمعه

دیروز حسابی دلم گرفته بود 

اما تو این دل گرفتن، دوباره طبع شعرم گل کرده بود و بعد از تقریبا 5 سالی تونستم دوباره شعر بگم اما چه کنم همه شعرهام بوی تو را داشت و هر چه می خوندم دوباره و دوباره و دوباره خاطراتم زنده می شد.

می خواهی باور کن با نه و لی

دیشب دلم می خواست  از تو رویا بکشمت بـیـرون و مـحـکـم بـغـلت کـنـم !

اما حیف که نه در رویا هستی و نه در واقعیت.....
 
 
 
دیشب که داشتم لباس هام را اتو می کردم بوی عطرم هنوز روی لباسم بود!
دوباره بوییدمش... عمیق عمیق !

و با هر نفس بغضم را سنگین تر کردم!

و به یاد آوردم که  «به اندازه ی همه" نه " هایی که باید میگفتم و نگفتم...

امروز باید بگم غلط کردم ...!» ...

 
 
 
چقدر سخته مرور خاطرات و در پایان این مسیر کوتاه بفهمی.... 
 
چقدر شبیــــ ه دریایی تو!!

مدام

زیر پای مرا خالی می کنی.........
 
 
اما نَتــــَــــــــــــــــرس .....!!!

بَر زَمیــــــــــــنَم که انداختی.....

پایِ رفتـــَــــــــنَم تــَـــــــــــــرَکی بَر نداشت

تنـــــــــــــــــــــــــــــها ، دلِ ماندنم بود  کـه شِکــَــــــــــست............
 
 
user_wall_5766692
چقدر شبیــــ ه دریایی تو!!مدام زیر پای مرا خالی می کنی.........
 

 

 

/ 2 نظر / 6 بازدید
مجید

سلام یه نگاه کلی به وبلاگتون انداختم. جای خوبی است برای شناختن روح یه زن ، و اینکه آدم بفهمه که روحیه زنها چقدر با روحیه مردها (یا لااقل با روحیه من) متفاوته .با اینکه زیاد از این احساسهای پیچیده سر در نمیارم اما بازم میام و سر میزنم .

شایان

وب زیبایی داری موفق باشی