گریه کردم

دوست خوبم "شبانه های بی تو" متشکرم که به من سر زدی

با اجازت شعرت زیبایی که برایم در قسمت نظرات گذاشته یودی را در بلاگم قرار می دهم تا دیگران هم از آن لذت ببرند.

 _________________________________________

دیشب به یاد چشم هایت گریه کردم
دیدم چو خالی بود جایت‌ ، گریه کردم

شاید خدا این گونه می خواهد برایم
بستم لبم را از شکایت ، گریه کردم

در ذهن بی تابم چو حک شد نقش چشمت
من تا خدا ، تا بی نهایت ، گریه کردم

ما چون دو مرغ عشق با هم عهد بستیم
ای جفت عاشق ، در هوایت گریه کردم

من دوستت دارم ، گواه عشقم این است
دیدم چو سیل اشک هایت ، گریه کردم

مرغ شب از دلتنگی مهتاب افسرد
وقتی شنیدم این روایت ، گریه کردم

آئینه از اندوه من چون ابر بارید
تنها نه او ، من هم برایت گریه کردم

نفیسه مقدادی

/ 3 نظر / 7 بازدید

پاس دوستی بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی دشمنی ها کرد با من ، در لباس دوستی کوه پا بر جا گمان می کردمش ، دردا که بود از حبابی سست بنیان تر ، اساس دوستی بس که رنج از دوستان باشد دل آزرده را جای بیم دشمنی ، دارد هراس دوستی جان فدا کردیم و یاران قدر ما نشناختند کور بادا ، دیده حق ناشناس دوستی دشمن خویشی رهی ، کز دوستداران دوروی دشمنی بینی و خاموشی به پاس دوستی رهی معیری

دلتنگی های یک عمه

السلام علیک یا امام الرئوف! سلام بر تو که مهربانی هایت از شمار زائران انبوهت بسیار بیشتر است. شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد[گل]

مجتبی افشاری

چقدر زیبا...